blog-featured-image

ساز مخالف نزنیم!

زهره نظام محله

کارشناس ارشد علوم اجتماعی

 

ز دانا بپرسید از دادگر

که فرهنگ بهتر بود یا گهر؟

چنین داد پاسخ بدو رهنمون

که فرهنگ باشد ز گوهر فزون

که فرهنگ آرایش جان بود

ز گوهر سخن گفتن آسان بود

« فردوسی»

شهرپویا: سناریو اول: «دانشجویی هجده ساله بودم که از ساری به تهران رفتم. گمان نمی‌کردم چندان تفاوتی میان این دو شهر باشد اما بود؛ تفاوت‌هایی نه چندان واضح و روشن. روزی با یکی از دوستانم در خیابان قدم می‌زدیم که به یک چهار‌راه رسیدیم. من بی‌توجه به چراغ راهنمایی عابر پیاده قصد داشتم از خیابان عبور کنم. او دستم را کشید و گفت: حواست کجاست؟باید بایستی. من گفتم: دلیلی ندارد. بیا زودتر برویم. او گفت: این قوانین برای آرامش من و شما نوشته شده. ما شهروندان وظیفه داریم به آن‌ها پایبند باشیم. این اتفاق کوچک، تلنگری شد تا من فکر کنم که چرا به بعضی از قوانین رسمی شهر تن نمی‌دادم و برخی از آیین نامه‌ها و قواعد شهرنشینی را زیرپا می‌گذاشتم. البته من در این راه تنها نبودم، افراد بسیاری مثل من رفتار می‌کردند.»

 برای یافتن علت این‌که چرا چنین رفتارهایی از ما سر می‌زند باید تاریخ فرهنگی شهر را مرورکنیم تا شاید به پاسخی درخور تامل دست یابیم. شهرنشینی و زندگی شهری، در سبک مدرن و نوین آن، تقریباً از دوره ناصری و با تغییرات ساختاری که به فرمان ناصرالدین شاه ایجاد شد، به وجود آمد. یعنی ما حدود صد سال است که با گفتمان مدرن شهری و عناصر وابسته به آن مانند اتومبیل و خیابان و مشکلات و آسیب‌های ناشی از آن آشنا هستیم. در این دوره، انسانِ شهرنشین ایرانی به تدریج با مفهومی به نام «ایدۀ ترقی» مواجه شد. او به این باور رسید که در جهان تحولاتی پدید آمده و  باید خود را با آن‌ها همسو سازد. پس به تقلید از شهرهایی مانند پاریس، در شهرهای سنتی و قدیمی تغییراتی همچون خیابان‌کشی ایجاد کرد که نظم نمادین و اخلاق جدیدی را با خود به همراه آورد.

شهرهای سنتی تابعی از زندگی اجتماعی و اقتصادی انسان‌هایی بودند که در آن زندگی می‌کردند. اغلب کوچه‌ها و گذرها، به‌جز مسیرهایی که به دروازه‌ها ختم می شدند، غیرمنظم، باریک و تنها قابل استفاده برای عابرانِ پیاده بودند. ورود اتومبیل به شهرهای ایران، به عنوان یک عنصرکه قابلیت ایجاد تحول را داشت، ساختار شهرها را تحت تاثیر خود قرار داد. از جمله این تاثیرات می‌توان به ساخت خیابان‌های عریض و بزرگراه‌ها اشاره کرد. البته ناگفته نماند که ورود اتومبیل به ایران بیش از نیم قرن قدمت دارد، اما همگانی شدن آن به کمتر از این مدت می‌رسد. بنابراین در سال‌های اولیۀ ورود اتومبیل، به شبکه‌های تردد وسیله نقلیه زیاد نیاز نبود. اما با افزایش تعداد اتومبیل‌ و استفاده عموم از آن، فشارها بر شبکه معابر افزایش یافت و می‌بایست بستر مناسبی برای تردد اتومبیل‌ها فراهم می‌شد. بنابراین، تعریض خیابان‌های موجود و احداث خیابان‌های جدیدی در دستور کار قرار گرفت.

با چنین اوصاف و چنین قدمتی، دلیل این‌که ما هنوز فرهنگ تردد در خیابان‌ها را به‌درستی نیاموخته‌ایم چیست؟ چرا هنوز در این فرهنگ دچار کژی در کارکرد هستیم؟ پاسخ این سوال‌ها را می‌توانیم در فرهنگ شهروندی جست‌و‌جو کنیم. در واقع، اتومبیل به شکل‌های گوناگون، شهرنشینی و شهروند ایرانی را تحت‌تاثیر خود قرار داده است. متاسفانه بسیاری از ما شهروندان هنوز نیاموخته‌ایم که در شهر دارای هویت جمعی هستیم و تنها فرد حاضر در این مجموعه نیستیم. هنوز متوجه نشدیم که رفتارهای فردی ما بر دیگران اثر می‌گذارد و رفتار آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. هنوز خوانش درست و مناسب نمادها و نشانه‌های موجود در فضاهای شهری را نیاموخته‌ایم و اگر هم آن‌ها را می‌بینیم، همانند دوران هجده سالگی من، فرض را بر ندیده انگاشتن می‌گذاریم؛ غافل از این‌که این نمادها و نشانه‌ها برای آرامش و امنیت شهروندان است. مثلاً چرا برای این‌که ما رانندگان سرعت خود را در تقاطع‌ها کم کنیم حداقل باید پنج عامل بازدارنده در مقابل‌مان قرار داده شود؟ بیایید خودمان این علائم و نشانه‌ها را بشماریم تا بهتر درک کنیم: دوربین ثبت سرعت، تابلوی حداقل سرعت، سرعت‌گیر، خط‌کشی‌ها و چراغ‌های خطر روی سرعت‌گیر و پلیس راهنمایی و رانندگی. بسیاری از ما شهروندان، نه‌تنها دیگر از مقایسه وضع امروز خود با گذشته احساس رضایت نمی‌کنیم بلکه دائماً وضع امروز خود را با وضعیت شهر و شهرنشینی در کشورهای توسعه‌یافته مقایسه می‌کنیم؛ غافل از این‌که: 

یک عمر در آرزوی تیمور شدن/ جایی نرسیدیم ولی لنگ شدیم

ممکن است شنیده و یا دیده باشید که در لندن خیابانی وجود دارد به نام «اِم 4»،که بعدازظهرها، ماشین‌ها سپر به سپر در آن حرکت می‌کنند. در لس آنجلس هم جاده‌ای هست به نام «101»  که صبح‌ها و عصرها، یعنی زمانی که کارمندان به محل کار خود و یا به منزل تردد می‌کنند، بسیار پرازدحام است. اما مردم این شهرها این مسئله را تحمل می‌کنند چرا که می‌دانند برای ساختن اتوبان، روگذر و یا زیرگذر جدید باید میزان زیادی پول خرج شود. اما آیا ما به عنوان یک شهروند به این مسائل فکر می‌کنیم؟ آیا به این نکته اهمیت می‌دهیم که ممکن است شهر محل سکونت ما به سیاه‌چاله‌ای تبدیل شود که بخش بزرگی از سرمایه ملی و مردمی را می‌بلعد اما نتواند زیستِ مطلوب و ایده‌آل را فراهم کرده و با شهرهای جهانی رقابت کند؟ با توجه به «ایده ترقی»، ما شهروندان همواره به دنبال زندگی متفاوتی هستیم؛ اما می دانیم که میان ظرفیت‌های یک شهر برای فراهم کردن یک زندگی مطلوب و ایده‌آل با توانایی تحقق بخشیدن به این زندگی شکافی عمیق وجود دارد و همین امر ممکن است نارضایتی مستمری را برای شهروندان ایجاد کند. توسعه شهرنشینی موقعیت‌های تازه‌ای برای یادگیری و تولید و دریافت آگاهی‌های نوین فراهم کرده است اما اگر از این عرصه بازمانیم این شکاف‌ها عمیق‌تر خواهد شد. بنابراین، بخشی از راه حل این مسئله در دستان ما شهروندان است.

شهروندان به دو دسته اساسي تقسيم مي‌شوند: منفعل و فعال. شهروند منفعل مشارکت چندانی در نهادها و روابط ندارد؛ در صورتی که شهروند فعال در امور مربوط به جامعه مشارکت آگاهانه دارد و در جامعه‌ای که هویت او را می‌سازد، جذب می‌شود. مارشال، جامعه‌شناس انگلیسی، می گوید: شهروندی نیازمند این احساس است که فرد خود را عضو اجتماع بداند و به مدنیت، که یک دارایی عمومی محسوب می‌شود، وفادار باشد. یک شهروند فعال، موفق و کارآمد به تعبیری یک «شهروند حرفه‌ای» است؛ یعنی فردی که به حقوق شهروندی و مسئولیت‌های شخصی، شغلی و حرفه‌ای خود واقف است، در گفتمان‌ها و انجمن‌های اجتماعی مشارکت می‌کند، همواره در تلاش برای ارتقای دانش، مهارت‌ها و نگرش‌های خود است، می‌تواند اطلاعات دریافتی را نقد و ارزیابی کند و کارآفرین، مولد، خلاق و تولیدکننده است. خصیصه بارز شهروند فعال مسئولیت‌پذیری است؛ یعنی وی همواره در مقابل ديگران پاسخگو است و مسئولیت رفتارهای خویش را می‌پذیرد. در مقابل آن، شهروند منفعل قرار مي‌گيرد که کمتر در جامعه درگير شده و کمتر احساس تعهد و مسئوليت می‌کند.

واضح است که شهری در اشاعه فرهنگ شهروندی موفق‌تر خواهد بود که شهروندِ محکوم به زندگیِ در شهر، با تمام آسیب‌ها و مشکلاتی که با آن مواجه است، را به سمتی سوق دهد که شهر را خودش بسازد و خود را در آن بازآفرینی کند. یک نمونه از مشکل و راه حل را در شکل خُرد می توان اینگونه مطرح کرد:

سناریو دوم: «باید برگردم به همان سناریویی که ابتدای یادداشت درباره اش صحبت کردم. سال ها بعد که به ساری بازگشتم بر سرِ تقاطع‌های اطرافِ میدان ساعت، چراغ راهنمایی عابرپیاده نصب کردند اما دریغ که ما شهروندان رعایت این حق مدنی را لازم ندانسته و به آن وفادار نبودیم؛ همه بدون توجه به علایم راهنمایی از خط کشی عابر پیاده رد می‌شدیم.»

برای حل مشکلی که بیان شد و همین‌طور مشکل‌های مشابه باید تلاش کنیم در کنار آموزش رسمی و در مدارس، آموزش در محیط شهری نیز اتفاق بیافتد. برای نمونه می توان به حضور آدمک‌های ترافیکی در تقاطع‌ها اشاره کرد؛ یعنی اشخاصی که لباس‌های فرم مشخصی می‌پوشند و دست عابران را گرفته و به آن‌ها نحوه رد شدن از مسیرهای عبور عابران پیاده را آموزش می‌دهند. این طرح در شهرهایی مانند اصفهان به اجرا درآمده است. البته این امر محقق نخواهد شد مگر این‌که شهروندان خود را درگیر، متعهد و مسئول بدانند.

  منابع:

  • فاضلی، نعمت الله، 1393، تاریخ فرهنگی ایران مدرن، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
  • حبیبی، سید محسن و دیگران، حق به شهر؛ شهر موجود و شهر مطلوب (آنچه که هست و آنچه که باید باشد)، پژوهش های انسان شناسی ایران: پاییز و زمستان 1394، دوره 5، شماره 2، صص 9-30
  • شیانی، ملیحه و دیگران، مطالعه فرهنگ شهروندی در مدیریت شهری تهران، پژوهش های انسان شناسی ایران: پاییز و زمستان 1394، دوره 5، شماره 2، صص 227- 250

  • اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط

نظرات (0)

نظری ثبت نشده است.

شما چه نظری دارید ؟

پربازدیدها

🔷🔹ساکورای ژاپن و بهار نارنج ایران و یک حسرت بزرگ!
توسط سردبیر , 23 فروردین 1400

شهرنوشت

از کیاسر تا جویبار؛ همت به چه می اندیشد؟
توسط سردبیر , 14 مهر 1399
آقای مخابرات‌چی؛ شما مقصرید!!
توسط سردبیر , 13 مهر 1399
بی تدبیری ها هم پنهان نمی مانند...!
توسط سردبیر , 13 مهر 1399

شهر خَبَر

شمشیربند، رئیس کمیسیون فرهنگی شورا در صحن علنی بیان کرد: اعضای شورا به طور جدی و در سریع ترین زمان، همه راه حل های مشکل شهرداری ساری را پیگیری خواهند کرد...
توسط سردبیر , 17 آذر 1399
از دیگران چه خبر ... ؟؟ (4)
توسط سردبیر , 6 مهر 1399

گزارش شهر

احیای کیوسک های مطبوعاتی درجهت توسعه هوشمند شهرنشینی
توسط سردبیر , 8 آذر 1399
غمنامه کودکان کار و سرپرستان بیکار!
توسط سردبیر , 22 مهر 1399
گره های کور!!
توسط سردبیر , 12 مهر 1399
شهر نباید، کِسِل کننده باشد!
توسط سردبیر , 10 مهر 1399
دکتر سودابه مهری در گفت وگو با "شهرنویس" : همایش ملی ایمنی و بهداشت و محیط زیست یک همایش کاربُردی است نه صرفا دانشگاهی...
توسط سردبیر , 8 مهر 1399