blog-featured-image

حسین قربانی؛ مردی نامرئی در غبارِ سیاست!

 

هم انسانی آرام و باصفاست و هم  پَرِش را بلد است. هم بُرش دارد و هم رویشی است از جوانه های نسل انقلابی های فعال در عرصه رسانه،

هم کار با نیروهای بسیجی و انقلابی را بلد است و هم به چالش کشیدن سیاسیون را واقف است. اگرچه  نقاب نمی زند!و به نظر می رسد همان است که نشان می دهد اما شاهد تیزبال افق های رشد و ترقی است. انسانی که مرام و معرفتش را به دوستانش هدیه می کند.

حسین قربانی، یک رسانه ای تحلیل گر است. او دامنه اطلاعات محیطی اش وسیع است و اگر اندکی اندیشه خود را با قوانین و کتاب های مرتبط مجهزتر کند به راحتی می تواند ره صدساله را یک شبه طی طریق کند.

هم با نئوانقلابی ها نشست و برخاست می کند و هم با مدعیان به ظاهر مستقل اما تاحدی پوپولیست! اما هر آن چه که پیداست حسین قربانی یک فعال رسانه ای خوش فکر و یک دوست ارزشمند است.

گفت وگوی صمیمانه ای با این عزیز در محل پایگاه تحلیلی خبری شهرنویس داشتیم که به شما ارائه می شود. با ما همراه باشید.

 

 

شهرنویس : ابتدا کمی خود را معرفی بفرمائید.

 

قربانی : ضمن عرض سلام و خسته نباشی و تبریک بهار ماه ربیع الاول و تشکر این که بنده را قابل دانستید و در دفتر شهرنویس دعوت کردید.

بنده حسین قربانی هستم. کوچکِ اهالی رسانه؛ فعالیت خود را در دنیای رسانه از اواخر سال 1381 شروع کردم و تا به حال حدود 18 سال است که در عرصه رسانه فعالیت دارم. به شکل های گوناگون در رسانه های بومی و کشوری فعالیت داشته و دارم.

شروع فعالیتم در هفته نامه "قارن" بود که مسئولیتش را آقای حسین زادگان برعهده داشتند و سپس با روزنامه "بشیر" و "پیک سبز" فعالیتم را ادامه دادم و بعد از آن یک هفته نامه تخصصی به نام "عصر ارتباط" داشتم. پس از آن هم با روزنامه "فناوران اطلاعات"، "جهان اقتصاد" و "اقتصاد مردم" فعالیت می کردم.

تقریبا از سال 82 تا 92 به عنوان نماینده خیرگزاری مهر در مازندران فعالیت می کردم. و از سال 92 تا به حال هم نمایندگی خبرگزاری تسنیم را برعهده دارم. مدیرمسئول نشریه  محلی "ندای تبسم" هستم.

در حوزه رسانه ها هم دو دوره عضو هیئت مدیره خانه مطبوعات مازندران بودم و عضو شورای مرکزی خانه مطبوعات کشور و البته با عنوان مسئول کمیته رفاه خانه مطبوعات کشور نیز فعالیت داشتم.

مدیر روابط عمومی شورای اسلامی استان، مشاور رسانه ای صنایع چوب کاغذ مازندران،  مشاور رسانه ای استاندار وقت آقای اسلامی، مشاور رسانه ای آقای علی بابایی کارنامی به عنوان مشاور وزیرکار، و عضو شورای اطلاع رسانی استان بودم. و درحال حاضر نیز مسئول فضای مجازی سازمان بسیج رسانه مرکز استان در سپاه استان نیز هستم.

 

ساری، شهری کوچک یا دِهی بزرگ!

 

شهرنویس : مهم ترین معضلات شهر را در چه مواردی می دانید؟

 

حسین قربانی:  به عنوان یک فعال رسانه ای، در حوزه مسائل اجتماعی ساری با معضلات متعددی گریبانگیر است. بعضی ها ساری را یک دهستان بزرگ می دانند!

به نظر می رسد متاسفانه ساری را آن طور که باید و شاید نتوانستیم معرفی کنیم. و در برهه ای هم مسئولین به دنبال بزرگ کردن ساری بودند به گونه ای گاهی آن را "کلان شهر" نیز بر می شمردند  ولی ظاهرا به جای بزرگ کردن ساری آن را کوچک تر نمودند!

به هر حال ساری، ظرفیت کلان شهر شدن را دارد ولی متاسفانه بنا به دلائلی از قطار توسعه باز مانده است. چون اگر شهری، بتواند کلان شهر بشود، یکسری پارامترهای خاص توسعه ای برای آن لحاظ می شود و احتمالا بودجه های ملی به صورت ماهانه و سالانه برای آن در نظر گرفته می شود.

این در حالی است که الان در ساری از جیب مردم برای مردم هزینه می شود و هنوز هم به آن آرمان شهرایده آل نرسیدیم.

 

ترافیک؛ معضلی سابقه دار!

 

معضل اصلی که سال هاست برای آن مبارزه می کنیم و عملا هم حل نشد، معضل ترافیک است. البته راهکارها و برخی طرح های مهندسی در نقاطی از شهر انجام شد ولی حالت مُسکِنی بود که به گمان برخی از کارشناسان متخصص، اگر انجام نمیشدند، بهتر از انجام شدنشان بود.

 چون گاهی اصول مهندسی در آن طرح ها رعایت نمی شد و اساسا سیمای شهری را نازیبا و ماشینی کرد و به هم ریخت و چون بیشتر طرح های اصلاح هندسی در شهرها توسط یکسری از افرادی که به نوعی خودشان را عضو شورا یا وابستگان به آن ها و یا از برخی از مدیران یا مسئولین بخش هایی از بدنه شهرداری می دانستند و از کارشناسان و خبرگان متخصص که در این حوزه کار می کردند بهره برده نمی شد، متاسفانه نتایج خوبی به همراه نداشت.

 

معضل زباله؛ قصه ای تلخ!

 

بحث زباله هم معضل دیگری است و هنوز 41 سال از انقلاب می گذرد ولی هنوز ساری یک مدخل زباله سوز ندارد!

 شهر ساری و استان مازندران در مسیر عبور و مبادی ورودی به استان هایی همچون تهران، سمنان و خراسان رضوی است ولی متاسفانه علیرغم این که شهرهای اطراف همچون قائم شهر یا بهشهر و...  کارخانه کمپوستشان افتتاح شد وهمچنین نوشهر زباله سوز دارد. ولی ساری سال هاست که همچنان هم قول داده اند و می دهند که افتتاح کنند ولی آن قدر فناوریش عقب افتاد که ممکن است چند سال کوتاه بیشتر جواب ندهد.

ما از کارخانه زباله سوز تهران و نوشهر و... بازدید کردیم اگر چه فناوری اولیه آن {ساری} خیلی بهتر از همه این ها هم است ولی ممکن است نهایتا برای 10 سال آینده ساری کفایت کند وبعد  از آن باید دوباره فناوری جدید بیاورند.

 

 

معضل دیگری بحث های فرهنگی و اجتماعی است. ما نباید همه چیز را ارشاد و برخی از ادارات تبلیغی ببینیم. ادارات فرهنگی و تبلیغی ما چه بودجه ای دارند؟ اگر به عنوان بک فرد جوان پژوهشگر در عرصه فرهنگی به فرهنگ و ارشاد و یا برخی دیگر از سازمان های متولی امر فرهنگ وهنر سَر بزنیم برویم و حمایتی بخواهیم، می گویند که پول نداریم! در مقابل آن شهرداری بودجه های کلانی برای بخش فرهنگی وسازمان مرتبط با آن دارد.

 

 

 

 اگر ما یک کار فرهنگی بخواهیم انجام دهیم ارشاد یا تبلیغات می گوید پول نداریم خب؛ در این حالت سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری، چه می کند؟

به هرحال در شهرداری ها بودجه کلان فرهنگی وجود دارد که به همین خاطر یک سازمان ایجاد شده به نام سازمان فرهنگی و اجتماعی؛ در بسیاری از شهرداری ها مثل تهران، مشهد، شیراز مدیرعامل سازمان فرهنگی اجتماعی، عالی ترین مقام پس از شهردار است.

خب ما در دوره هایی معاونت فرهنگی و اجتماعی داشتیم اما در حال حاضر سازمان فرهنگی اجتماعی داریم که وظایفش بیشتر شد اما در برهه اخیر متاسفانه آن طور که باید و شاید برنامه مدونی برای فرهنگی و اجتماع و ورزش ندارد.

برنامه هایی دارد در زمینه کرونا؛ می شود در بستر فضای فرهنگی خیلی از برنامه ها را اجرا کرد. شما به همین سالن سلمان هراتی بروید ببینید بسیاری از هنرمندان آن جا بیکار نشستند! یعنی نمی توانند به دلیل کمبود فضا برنامه های هنری و فرهنگی اجرا کنند.

این در حالی است که بسیاری از سالن های مرتبط با شهرداری شما در همین مجموعه بوستان ولایت و ... بسیاری مواقع خالی هستند. به هر حال ماه های محرم و صفر هم تمام شده و بهار ربیع الاول هم شروع شده است.

 

توسعه فضای رسانه، دغدغه مهم من است...

 

در حوزه رسانه، رسانه یکی از شاخه های توسعه شهری است. اما آن طور که باید و شاید رسانه شهروندی مطالبه گر نداریم.

از سوی دیگر، مدیرهای ما انتقادات رسانه ها را دوست ندارند. بسیاری از رسانه ها به احترام به همکاران، به دلیل مشکلات اقتصادی حاضرند به بهای اندک بفروشند و از مسائل نقد شهروندی عقب بیفتند.

 شما می توانید از یک موضوع شهری و معضل اجتماعی نقد کنی ولی ضرورتی ندارد به خاطر این که از یک مدیر یا مسئولی به خاطر پول اندک حمایت کنی، نقد را کنار بذاری. به همین خاطر تیراژ رسانه های بسیار پایین آمد و اقتصاد رسانه ها هر روز خراب تر می شود و رسانه های مجازی ببینید چقدر بازدید کننده دارند تا یک پایگاه خبری یا خبرگزاری و...

رسانه های نوشتاری به سمت تعطیلی رفتند و رسانه های مجازی روزبه روز دامنه تاثیرگذاری آن ها بیشتر می شود.

 

یک موضوع دیگر هم است که ما در شهر ساری محلات قدیمی داریم که در این بافت های قدیمی فرصت های خوبی هستند برای فعالیت های فرهنگی و تاریخی، با شهرداری ها تعامل کنند رسانه ها می توانند با ایجاد صفحاتی مثلا صفحه محلات شهر ساری یا صفحه بابل یا آمل و... با شهرداری ها و مدیریت شهری تعامل کنند.

شما بروید به شورای شهر ساری یا به شورای شهر بابل یا آمل بروید و ببینید که یپرسید که مثلا آقای رئیس سازمان فرهنگی و اجتماعی شما برای رسانه چقدر بودجه دارید که نهایتا 20 یا 30 یا 40 میلیون صرفا برای آگهی و رپرتاژ بودجه کنار می گذارند.

 در صورتی که نباید رسانه ها صرفا برای بیان عملکرد پول دریافت کنند و باید روابط عمومی های شهرداری ها با رسانه ها قرارداد ببندند وظرفیت ها و مشکلات شهرها را بیان کنند. به هر حال شناسایی نقاط فرهنگی، تاریخی و تفریحی محلات در شهرهای مختلف استان می تواند به شناسایی اماکن فرهنگی و جاذبه های طبیعی و تفریحی و گردشگری. کمک کند. شاهد مثالش هم همین روزنامه همشهری محله را ببینید.

شهر ساری این همه محله دارد. حدود بیش از 20 تا محله؛ خانه کلبادی، یا فرح آباد، در همین قارن و فرهنگ چند تامحله داریم. قلیچ، اسانلو، باقرآباد، شکرآباد، نعلبندان، 13 پیچ؛ همین 13 پیچ اگر معرفی درست بشود اگر مدیریت شهری هزینه کند بازگشت سرمایه خوب و سریعی دارد. اما متاسفانه رسانه از کار حرفه ای خودشان خارج شدند و نباید خودشان را فقط مطالبه گر بدانند.

 

شهرنویس :  تا چقدر باور دارید که مدیریت شهری خودش یک موسسه بزند؟

 

قربانی: با توجه به تجربیات خودم، در برهه ای از زمان شهرداری ساری نشریات داخلی داشت مثل سارویه یا شهر پویا؛ اما واقعیت این است که من چندان به نشریه داخلی باور ندارم. خب؛ اگر مثل روزنامه "همشهری" در وسعت گسترده پخش شود مثل "شهرآرا"ی مشهد باشد، خوب است. یعنی یک نشریه رسمی در گستره توزیع استانی و حتی کشوری، باشد خوب است.

البته من مخالف این نیستم که شهرداری بابت بازتاب فعالیت هایش به رسانه ها پول بدهد. به هر حال هر سازمانی باید برای انتقال فعالیت هایش با رسانه ها همکاری و هماهنگی داشته باشد. من می گویم ساماندهی یا برنامه ریزی مدون برای این که روابط عمومی شهرداری یا سازمانی های زیرمجموعه شهرداری، وجود داشته باشد.

( شما ببنید شهرداری ساری حدود 10 سازمان دارد و هر سازمان روابط عمومی دارد و هر روابط عمومی حدود 10 پرسنل دارد، خب کارکرد این ها چیست؟!) خب، من یک دوره آموزشی برای شهرداری ها برقرار دادم. خلی از کارکنان آن ها حتی به طور تخصصی  بلدن نبودند، کار کنند.

 متاسفانه گاهی مشاهده می شود، طرف کارمند روابط عمومی حتی طریقه تنظیم خبر را چندان نمی داند یا عکس گرفتن و دوربین دردست گرفتن را وارد نیست. اگر چه در شهرداری ساری هم افراد متخصص و کاربلدی هستند.

 

در هر صورت من مخالف نشریه داخلی هستم اگر قرار است شهرداری های استان خودشان را در عرصه رسانه عرضه کنند، شاید بهتر است مدیرمسئولی یک نشریه را یک واحد از همین شهرداری های استان مثلا شهرداری مرکز استان، برعهده گیرد و نشریه سراسری را راه اندازی کنند که مدیرمسئولش به سرعت عوض نشود تا ساختار حرفه ای کار رسانه از بین نرود.

در هر صورت باید از ظرفیت خبرگزاری و رسانه ها و سایت ها استفاده بهینه شود. الان اگر شما یک خبر را در سایت یا فضای مجازی انعکاس بدهید در آن سر دنیا مطلع می شوند.

فضای کجازی ان قدر فاصله ها را کم کرده و آن قدر سرعت تبادل اطلاعات را کاهش داده که گاهی اوقات من در شهر ساری یک موضوع شهری را دیرتر از یک دوستم در خارج  از کشور مطلع می شوم. فضای مجازی الان با شدت فعال و پویا است.

 

ما هر چی هم بگوییم شهرداری های ساری وآمل تک محوری کار می کنند دو یا سه نشریه کار می کنند. نشریه های همراه خود را دارند. افرادی از همان شهرداری ها خودشان را "خان" می داندند! و هوچی گری می کنند و بدی ها را نمی گویند. و حق به جانب می دانند.

افرادی از همان شهرداری ها خودشان را رسانه ای یا رسانه نویس می دانند.. دنبال رسانه های حرفه ای نمی روند اگر هم بروند آن ها را گاهی با اندک متاعی از مسیر حرفه ای گری دور می کنند!

 

 

شهرنویس:  آیا قصد کاندیداشدن در انتخابات شورای آینده را دارید؟

 

من به عنوان فردی که در عرصه رسانه فعالیت می کنم در حال ارزیابی و برآورد هستم. من بر این باورم که شورای 9 نفره باید در حوزه های مختلف و اصناف گوناگون، نماینده همه جامعه باشد. مثلا در حوزه بهزیستی نماینده معلولان داشته باشد. در حوزه ورزش نماینده باشد. در حوزه عمران و پزشکی و... هم باید نماینده باشد.

رسانه ها هم می توانند در شورا حداقل یک نماینده یا  نمایندگانی داشته باشند. نماینده رسانه می تواند درست و واقعی فضای اطلع رسانی و شفافیت را درک کند زیرا  بسیاری از فعالیت های عمرانی یا اجتماعی پیوست رسانه ای دارند.

 اگر شورا نماینده ای داشته باشد، به پویایی و بالندگی فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری کمک می شود. اگر من به عنوان یک رسانه ای به شورا ورود کنم درک می کنم که رسانه ها و شهرداری ها چطور باید با هم همکاری داشته باشند. نقدپذیری مدیران شهری می توان از طریق خود رسانه باشد.

 

شهرنویس :  شعار کلیدی شما چیست؟

 

حسین قربانی : خب، در این زمینه کارکرد رسانه را اگر درست بنگریم می بینیم صداقت در رسانه باعث دوست داشته شدن یک رسانه از سوی مردم می شود.

 حتی رسانه های قانونی اگر چه بنا به مصالح نظام و کشور مجبور به سانسورهای مقطعی هم باشند اما رسالت بازتاب صادقانه خودشان را محفوظ دارند.

 من شعارم را دارای رنگ و لعاب مشخص رسانه ای می دانم که "صداقت در گفتار و سلامت در کردار" را شعار محوری معرفی می کنم.

 امیدوارم مردم هم به من و این شعار  اعتماد کنند و احساس می کنم اقبال عمومی تا حد زیادی بیشتر می شود. من خودم می خواهم تا از طیف جوان های انقلابی و نخبه را پشتیبانی کنم.

 خودم هم یک فعال رسانه ای هستم و رسانه هایی در اختیار دارم و می توانم طیفی را با خود همراه و همدل کنم.گفتمانی را در گام دوم انقلاب با تکیه بر فرمایشات مقام معظم رهبری ( مدظله العالی)  و تیمی را از متخصصین و حرفه ای را همراه خود از همه گروه ها هماهنگ کنیم.

مردم در این دوره از انتخابات از عملکرد برخی از مسئولان در حوزه مسائل شهری به دلیل فسادهای گوناگون راضی نیستند. بسیاری از اعضای شهرداری ها یا شوراها به خاطر اتهامات فساد دستگیر شدند و همین امر تاثیرگذاری روی رای مردم خواهد داشت.

 

من حسین قربانی اگر بتوانم به آوردن تعداد مشخصی سر صندوق کمک کنم برای مشارکت عمومی و ثبات نظام بسیار تاثیرگذار است. قطعا این 9 تا عضو فعلی شورای شهر ساری یا نخواهند آمد یا شانس رای آوریشان خیلی پایین است. دوره ششم شوراها، دوره افراد تازه کار و جوان و متخصص است. من به عنوان یک فعال رسانه ای اگر همکارانم به من اعتماد کنند، می آیم و در خدمت همه عزیزان و مردم شهر و استانم هستم.

 

شهرنویس : و سخن پایانی شما

 

حسین قربانی : از شما و رسانه شما بابت این که این فرصت را به بنده دادید سپاسگزارم.

 

 

 

  • اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط

نظرات (0)

نظری ثبت نشده است.

شما چه نظری دارید ؟