blog-featured-image

خُرده رفتارها!

به نام ایزد یکتا

 

تهیه و تنظیم : گروه فرهنگ و هنر پایگاه تحلیلی خبری مدیریت شهری "شهرنویس"

نگارنده : کمیل ستوده - سردبیر و پزوهشگر اجتماعی

 

 

سکانس 1:

 

یادش به نیکی؛ در دوره دانشگاه استادی داشتیم که همواره سَگَک کمربندش به جای قرارگرفتن در قسمت وسط جلوی شکم، همواره اندکی کنارتر بود! مهم هم نبود به چپ یا به راست! مهم این بود که تقارن فی نفسه در آن وجود نداشت. همین موضوع دستاویز لبخندهای ژوکوند حاضرین می شد و چه بسا صحبت های درگوشی؛ از همه خاص تر هم داستان سرایی های مشمئزکننده ای بود که در اتاق های خوابگاه دانشگاه  نُقل محافل دانشجویی بود. چه بسا طنزهای گوناگونی هم ساخته می شد!

 

حکایت فرمایشات برخی از انتخاب اولی های پارلمان هم انگار همین گونه است. صحبت هایی عجیب و غریب و گاه خارج از عرف برخی از این گرامیان، نمودهای بارزی از سطح ناهمگون اتاق های تولیدفکر یا مشاوره این منتخبان ملت است.

از یه طرف اون قدر این عزیزان، بیش فعال هستند که نمی دانند شیرفلکه انرژی خود را کجا و با چه کیفیتی خالی کنند! انباشته ای از داده ها نامعلوم به گونه ای در ذهن بسته بندی شده شان نهاده شده! که گویا همچون اعجوبه هزاره سوم قصد دگرگونی دنیا را دارند! چاره داشته باشند خودشان باروبُنه سفر را می بندند و احیانا برای مذاکره پُشت پرده به یکی از کشورهای همجوار می روند اما از طرف دیگر حواسشان هست که برای داخلی ها هم به اندازه کافی کاغذ برای نقاشی کشیدن پرچم و کبریت های خیس برای آتش زدن نقاشی های خود داشته باشند.

 

یا این که به اندازه کافی از توهم لازم برای ادعای کتمان کردن اصل بیماری همه گیر جهانی و تحلیلی های کوچه بازاری، داشته باشند! این ها همان هاییند که قبل از انتخابات یازدهم، از سورئالیست ها چپ دگراندیش گرفته تا تندترین جریانات انقلابی را دور یک میز در ستادهای خود جمع می کردند و از روزگار گُل و یلبل سخن می راندند! و بعد از احیانا گزینش مردمی، آن قدر هوس های یاجوج ماجوج مآبانه داشتند و دارند که میان خوابیدن پشت فرمون دناپلاس و نشست و برخاست  در داخل پارلمان سبزاندود دودل هستند!

 

از یه طرف نسبت به مهم ترین وقایع منطقه انتخابیه خود کاملا بی تفاوتند و از طرف دیگر ادعاهای فیلسوفانه ای همچون "بالارفتن سن ازدواج به دلیل شلوارهای تنگ آقایان و مشخص بودن دو باریکه موی خانم ها"، "تلاش سازمان بهداشت جهانی ساختن واکسن کرونا برای کم شدن 15 درصد از جمعیت جهان" و... را هم مطرح می کنند. لابه لای حرف هایشان سوتی هم می دهند و از خط قرمزهای سیاست خارجی که ممکن است نباید گفته شوند!! هم اندکی عبور می کنند از مذاکره با طالبان هم گاهی سخن می رانند!

 

همان زمان این رفتار استاد بارها ذهنم را به خود مشغول داشت که چرا استاد چنین می کند؟ آیا عمدا میخواهد نوعی اعتراض مدنی را به مخاطب دانشجوی خود بنمایاند. ( آموزش بدهد!) اما سریعا باور چنین آموزشی بسیار خاص بود و غیرمنتظره!

 

سکانس 2:

 

شاید دیده باشید گاهی اوقات حین رانندگی، یا وارد شدن های افراد، تعارفات از حد متعارف آن قدر اعصای خوردکُن و زمان بَر است که احیانا حال و احوال حاضرین را دستخوش تغییر قرار می دهد! فکر نکنم کَسی برایش چنین وضعیتی پیش نیامده باشد!

 

این دقیقا مصداق کردار برخی از سیاسیون روزگار ماست. از یه طرف از هیچ حرف و شعار و ادعا و اتهام و برخوردی نسبت به یکدیگر ذره ای گذشت ندارند و از طرف دیگر در نمازهای جمعه ( البته اگر بروند!) یا اعیاد فطر و قربان و... همچون برادران یوسف کنار هم می نشینند و گویی عقد اخوت دیرینه با یکدیگر دارند! یکی هم نیست به آن ها بگوید همان دین و اخلاقی که به آن ها برابری و برادری را تجویز و توصیه می کند، انصاف در گفتار و صداقت در رفتار و شرافت در کردار را هم یادآوری کرده است!

 

گاهی هم کار به جایی می کشد که با هم تفاهم نامه همکاری امضا می کنند و وقتی با نقد و احیانا نیش های دلسوزانه منتقدان روبه رو می شوند می گویند: "چرا مردم از شادی ما ناخوشنودند!" آخه عزیز من؛ وقتی مردم از وضعیت گرانی و تورم و تبعیض و اختلاس و... این همه نگران و ناراضی و گریانند، شادی شما چه دردی از بقیه دوا می کند که هیچ؛ اتفاقا شادی شما عینیت نمک پاشیدن بر زخم مردم نیز هست!

 

سکانس سوم:

 

گفتنی ها کم نیست؛ اما بهتر است همین یک جمله را حُسن ختام قرار دهم که : به نظر می رسد همه چیز همچون یک جنگ زرگری است" و یا این که بهتر است در باب انتخاب های خُرد و کلانمان در عرصه های فردی و اجتماعی باید گفت : قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری!

 

 

 

 

  • اشتراک گذاری :

مطالب مرتبط

نظرات (0)

نظری ثبت نشده است.

شما چه نظری دارید ؟